آسانا در یوگا

آسانا در یوگا

آسانا در یوگا

ما در این مقاله در مورد آسانا در یوگا صحبت کوتاهی خواهیم داشت.

فلسفه آسانا

وقتی در مورد آسانا در یوگا صحبت می شود در واقع بحث از چند جنبه ی فلسفی متفاوت به میان می آید. از این چند جنبه دو گروه شاخص تر به نظر می‌رسد. گروهی که اعتقاد دارند آسانا تنها برای این انجام می‌شود که بتوان بعد از آن نشست و مدیتیشن کرد. این گروه عظیم که یوگا را به شکل کلاسیک دنبال می‌کنند، فلسفه شان در مورد آسانا این است که آسانا برای این انجام می‌شود که بتوان ستون فقرات را صاف نگه داشت و فقط مدیتیشن انجام داد.

گروه دیگری معتقدند آسانا  انجام می‌شود برای این که بتوان به تعادل جسمانی رسید و این به این معناست که چون تعادل وجود ندارد باید آسانا را انجام داد و به چیزی مانند معصومیت از دست رفته اشاره می‌کنند. آن ها معتقدند آدمی برای این که  افکار زلالی داشته باشد بدنش هم باید همان قدر، منعطف باشد. اگر بدن انعطاف نداشته باشد ذهن هم انعطاف نخواهد داشت.

به این ترتیب شروع به انجام حرکات یا همان آسانا ها می‌کنند.

تقلید از حرکات موجودات زنده

پایه حرکات قابل اعتماد، حرکاتی است که موجودات دیگر (به غیر از انسان ) آن ها را برای بقا انجام می‌دهند و به واسطه آن ها زنده می‌مانند. حرکت درنا و یا حیوانات دیگر مانند گربه، سگ و گاو و … را  شروع می‌کند تا با انجام این حرکات، معصومیت از دست رفته (نرمی از دست رفته دوران کودکی انسان ) را به دست آورند. این تمرینات به افراد کمک می‌کند تا ذهن و تفکرات بسته شکسته شود و در هنگام بزرگسالی ذهن باز و بدنی نرم داشته باشند.

آسانا به صورت حرکت نمایشی

به این ترتیب انسان قدیم، شروع به اجرای ادای آن حرکات می‌کند. یک جنبه از این حرکات، معنای آیینی دارد یعنی آن قدر حرکت مربوط به یک حیوان را انجام می دادند تا بتوانند آن حیوان را درک کنند و در مراسم آیینی خودشان از این استفاده کنند. یک دسته از افراد برای این که خشکی بدن را بگیرند انجام این حرکات را شروع خواهند کرد.

هر دو گروه در کارشان موفق بودند. چه کسانی که حرکات حیوانات را تقلید می‌کردند و چه گروه دوم. ولی پس از مدتی هیچ کدام از گروه ها به اهدافشان نرسیدند. آن زمان که هر دو گروه شروع به نمایشی کردند، حرکات را سبک کردند و اعتماد سازی و جلب افراد جامعه و گرفتن شاگرد جدید برای سیستم فلسفی و فکری شان را  اولویت قراردادند.

بانمایشی کردن سیستم فکری شان، ناخودآگاه شاگردان آن ها نیز این کار را تکرار کردند و به این ترتیب کلا هر دو گروه رو به تضعیف رفتند؛ زیرا فرد نمی‌تواند حرکت انجام دهد و در عین حال حواسش به جای دیگر (بیرون از خودش) هم باشد، این باعث شد حرکت چندان درست انجام نشود و از هدف اصلی دور شوند.

تغییری برای آسانا

در قرن های اطلاعاتی مانند قرون وسطی تبادل اطلاعات صورت می‌گیرد و همه چیز از جمله اعتقادات پوسیده افراد شخم می‌خورد و اطلاعات جدید جایگزین می‌شود. در همه اعصار، ایران، هند و چین نیز چنین اتفاق مشابه با قرون وسطی در اروپا را به خود دیده است.

افراد به این نتیجه رسیدند که اگر فقط حرکات را انجام بدهند تا بتوانند ستون فقرات را صاف نگه دارند و به مدیتیشن بنشینند، زندگی پیش نمی‌رود و یا با انجام حرکات، معصومیت از دست رفته خود را به دست نمیاوردند. این زمانی است که عصر صنعتی در هند آغاز شد و گاو آهن و کمان، شمشیر، نیزه و یک سری ادوات ساخته شدند. همچنین توان انجام دادن یک سری از آساناها در انسان نیز کم شد. ( مانند گارودا که یکی از زیباترین آساناها است) استفاده از شکل حیوانات در آساناها رفته رفته کمتر شد.

افراد ترجیح دادند به جای تقلید از حیوانات از اشیاء، گیاهان و درختان استفاده کنند و آساناهای سخت تر مانند گارودا را کنار بگذارند و موارد دیگر را جایگزین کنند (مانند گاوآهن).

به این ترتیب جمعا از یازده هزار آسانا تنها صد آسانا مورد توجه قرار گرفتند که با تنوع این آساناها و تحقیقاتی که یوگی ها و یوگینی ها انجام دادند (یک آسانا و مشتقات آن آسانا) به دو هزار و صد آسانا رسید.

نسل جدید آسانا

در این میان گروهی بر این شدند که  نه یوگایی انجام دهند که  فقط ستون فقراتشان صاف شود و نه یوگایی که از صبح تا شب آساناها را انجام دهند بلکه کاری کنند تا بتوانند کیفیت زندگی شان را بالا ببرند.این نسل نواندیش در یوگا و آسانا به دنبال جوابی برای سوالات شان می‌گشتند. سوالاتی مثل این که چه کار کنیم که راحت تر بخوابیم؟ چه کنیم تا زندگیمان آسان‌تر پیش برود؟ چگونه راحت تر معرفتی که دنبالش هستیم را به دست آوریم؟

این نسل پسین، سبک هایی مانند آیین گر، یوگا تراپی ها، حرکات اصلاحی ها را به وجود آورند. بارزترین آن ها در زمان معاصر و در شاخه یوگاتراپی، گیتا و آیین گر بودند که در مورد بدن انسان که طی قرن ها و نسل ها آسیب دیده و مشکلات آن  ژنتیکی شده، مفصل بحث و بررسی داشته و راه حل مدیریت آن و این که چگونه آساناها  را به اصل خود برگرداند تا حالت ترمیم کنندگی خود را داشته باشند را توضیح داده اند.

یک سری از افراد هم که فلسفه فکری من- گرند مستر ذاکرین- خیلی به ایشان نزدیک است، ذهنی – بدنی هستند. آسانا برای این افراد سوژه یا دلیلی است تا بتوانند ذهن و بدنشان را بهم نزدیک کنند. معمولا کسانی این فلسفه  را دنبال می‌کنند که معتقد اند ذهن هم به  اندازه بدن ارزشمند است و هیچ کدام به دیگری ارجحیت ندارد. نه مثل گروه اول که بگویند تنها ستون فقراتمان صاف باشد تا بتوانیم فقط مدیتیشن کنیم و نه مثل گروه دوم فقط به بدن اهمیت بدهند.

شکل گیری سبک های آسانا

بنابراین هر کدام از اساتید براساس فلسفه وجودی که از آن پیروی می‌کردند آساناها را توسعه دادند. یکی بیشتر به کشش، یکی به پرش و دیگری بیشتر به قدرت و یا به رهایی بیشتر اهمیت دادند و به این ترتیب سرسلسله های مکاتب حرکات یوگا را در دنیا تشکیل دادند. به طور مثال در آشتانگا یوگا حرکات جهشی و پرشی بیشتری دیده می‌شود ولی در ساتیا یوگا رهایی بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد و این گونه مسیر هر کدام از این مکاتب از هم جدا شدند.

در ده سبکی که همه در یوگا می‌شناسند و آن صد و هشتاد سبکی که در دنیا کار می‌کنند ( البته این صد و هشتاد سبک مربوط به ده سال پیش است و من نمی‌دانم در این ده سال چند سبک دیگر به وجود آمده است.) همگی بر این موضوع که آگاهی موقع انجام حرکت،می‌بایست در بدن باشد بسیار پافشاری می‌کنند. و دلیل این که افراد در یوگا از آینه برای تصحیح بدنشان استفاده نمی‌کنند و هنگام انجام حرکت به بدنشان دقت می‌کنند نیز همین است.

در همه سبک ها، نگاه به درون داشتن در حین انجام آسانا، بسیار تاکید شده است. حال این نگاه به درون، با ذهن و روان انجام می‌شود و این دقیقا به معنای حقیقی کلمه یوگا، همان وحدت و یکی شدن  و به مفهوم تعادل بین ذهن و بدن می‌باشد.

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

4 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید