به نظر شما مربی برای افراد تیم و موفقیت تیم و همچنین در جامعه چه نقش و رسالتی دارد؟

این متن بر اساس درس نقش مربی و همچنین جایگاه من به عنوان مدرس فدراسیون ورزش های همگانی کشور در انجمن یوگا و بر اساس مرور تجربیات مربی گری و مدرسی یوگا نوشته شده است.

 

واگویه ای است از درس نقش مربی در دیدگاه یوگا

عناوین

  • نقش مربی برای خود
  1. یک شغل یک حقوق
  2. ارتقا شغلی و افزایش رزومه کاری
  3. سبک زندگی سالم فردی_شغلی
  4. عشق به مربی گری

 

  • نقش مربی برای ورزشکار
  1. پرورش ورزشکار شایسته
  2. پرورش منش پهلوانی و جوانمردی
  3. کسب موفقیت و مدال آوری
  4. رقابت، رفاقت، همدلی
  5. پرورش نسل نواندیش (مدرسین فردا)

 

  • نقش مربی برای آینده رشته ورزشی
  1. ارتقا جایگاه کنونی ورزش
  2. تثبیت جایگاه قهرمانی رشته ورزشی
  3. رشد و تحول در رشته ورزشی

 

  • نقش مربی برای جامعه
  1. حفظ و ایجاد نشاط
  2. حفظ و ارتقا سلامت جامعه
  3. حفظ و ارتقا سلامت جسم و روان خانواده
  4. رشد فرهنگ ورزش_ سلامت در عموم افراد جامعه

 

  • نقش مربی برای خود

شاید اولین فکر هر مربی پس از گذشتن چند سال از فعالیت خود، آن هم در کنج خلوت خود این باشد که ” آیا راه را درست پیموده ام؟”

برای ما مربیان انگیزه های ریز و درشت بسیاری وجود داشته که باعث شده به این حرفه روی بیاوریم.

انتخاب هر شغل حاصل متغیرهای زیادی از روز اول زیست ما تا به اکنون است.

دلبستگی ها و علایق نونهالی، تعارضات دوران نوجوانی، تجربه مشکلات و روبه رو شدن با چالش های زندگی در جوانی و… همه و همه باعث شده به این سو کشیده شویم.

  1. یک شغل یک حقوق

آن گاه که تنها حقیقت در زندگی مربی داشتن یک شغل و رسیدن به یک حقوق باشد، مرثیه ی جوانمردی را باید خواند. مربی گری مسئولیتی فرا شغلی است که شاید بتوان به تمثیل آن را به رحم تشبیه کرد ؛ جایگاهی برای تولد دوباره خود و نسلی از انسان های با کرامت و سالم ذهنی_ بدنی.

 

  1. ارتقا شغلی و افزایش رزومه کاری

دو دیدگاه همیشه برای ارتقا شغلی یک مربی پیش روست:

دیدگاه اول “ایجاد جو و فشار نامتعارف در تیم و اردوی ورزشی و استفاده از الگوریتم های پر فشار و رسیدن به قهرمانی توام با آسیب های فزاینده برای ورزشکار، توسعه ی ورزش قهرمانی و ورزشکاران یک بار مصرف.”

دیدگاه دوم “ترویج خلق و خوی پهلوانی و استفاده از برنامه های مدون پرورش ورزشکار با رعایت اصول اخلاقی و منش جوانمردی، توسعه ورزش پهلوانی و ورزشکاران با تجربه و هوشیار نسبت به میادین ورزشی و بالا بردن توان جمعی و گروهی در سایه توانمن سازی فردی ورزشکاران.”

 

  1. سبک زندگی سالم فردی و شغلی

پر واضح است که دست یابی به دیدگاه دوم از منظر یوگا رعایت مفاد اخلاقی یوگا و اقدام به رعایت اصول اخلاق و اجتماعی یوگاست که به آن یاما_ نیاما گفته می شود.

یاما_ نیاما همان بایدها و نبایدهای اخلاقی و اجتماعی است که دو قدم از 8 قدم ورزش یوگا منظور می گردند.

 

سوال هر لحظه یک مربی که در هر تصمیم گیری از خود می پرسد چنین است:

اصول اخلاقی که باید از آن پیروی کنم چیست؟ >>> راستگویی، مهرورزی، رفاقت

اصول ضد اخلاقی که نباید از آن پیروی کنم چیست؟ >>> آسیب زدن، الفاظ رکیک، حقیر شمردن و مسخره کردن

اصول اجتماعی که باید از آن پیروی کنم چیست؟ >>> امانت دار بودن، رشد دادن، معتمد بودن، علم آموزی

اصول ضد احتماعی که نباید از آن پیروی کنم چیست؟ >>> آسیب رساندن، دزدی کردن، تبانی کردن، لابی کردن

و این مجادلات هر لحظه مربی است که باعث ایجاد اصول فردی و اجتماعی منحصر به فرد می گردد که زین پس به آن سبک زندگی سالم فردی_ شغلی مربی می گوییم.

رعایت یاما_ نیاما در هر جامعه ای بر اساس چارچوب های مذهبی و فرهنگی آن جامعه بوجود می آیند و جامعه ایرانی و فرهنگ غنی ایران مملو از این درس و اندرزهاست که رشد و خودباوری مربی را در پی خواهد داشت.

  1. عشق به مربی گری

درنهایت آنچه برای جامعه کافی و وافی ست، مربی عاشق است. عشق به خود، عشق به رشد و شکوفایی ورزشکار و این تنها الگوییست که مربی را خسته و فرسوده نخواهد کرد.

 

 

نقش مربی

 

 

 

  • نقش مربی برای ورزشکار

باید در نحوه تفکرمان کمی تغییر ایجاد کنیم. همه ی ما بر این اندیشه ایم که نقش مربی فقط و فقط پرورش ورزشکار است اما این ی فکر اولیه از نقش مربی است.

آنچه در قسمت قبل و بعد از این مطالب نگارش شده نشان دهنده شخصیت چندگانه و چندگانگی شخصیت مربی است که باید پرورش یابد.

  1. پرورش ورزشکاران شایسته

استعدادیابی ابزار یک مربی است. خوب دیدن، درست ارزیابی کردن، ظرایف مهارتی را دیدن جزئی از مراتب مربیگری است.

از لحظه ای که لباس مقدس مربیگری را بر تن می کنیم، کار ما شناختن مخاطب مستعد است. از یک زنگ ورزش یا کار کردن در یک سانس باشگاه خصوصی، تا دعوت شدن برای برگزاری یک صبحگاه مردمی و همه و همه به ما یک دید متعالی می بخشد تا خوب ببینیم، با اطمینان رهگیری نماییم و مولفه های استعدادیابی را در ورزشکاران بررسی و سپس با مهارت های ورزشی خود آنها را تبدیل به ورزشکاران شایسته کنیم.

صرف مهارت آموزش بدون استعدادیابی، راه به بیراهه رفتن است.

مهارت آموزی گام دوم در پرورش ورزشکار است و ارتباط کلامی و همدلی با ورزشکار و والدین گام سوم شایسته سازی ورزشکار است. آنجایی که این 3 ضلع با هم و در کنار هم پیش می روند، رویاها به حقیقت می انجامد.

  1. پرورش منش پهلوانی و جوانمردی

اگر در فدراسیون یا رشته ورزشی خاصی کمیته انضباطی فعال با جلسات مکرر وجود دارد این نشان از ضعف پرورش پهلوان_ ورزشکار در حداقل دو نسل قبل همان فدراسیون است. نسلی که بدون مرام و فقط به جهت داشتن مهارت و استعداد بالا آمده و بدون اختیار در مقابل هر عملی عکس العملی خواهد داشت که لزوما جوانمردانه نخواهد بود.

همانند سازی منش جوانمردی از مربی به ورزشکار می رسد و تداوم آن از ورزشکار به ورزشکار. گویی درسی داده می شود و توسط ورزشکار تمرین می شود و این روند فصل ها و سال ها ادامه پیدا می کند.

این درس رفته رفته به فرهنگ آن رشته ورزشی تبدیل می شود و اصولا قانون نانوشته ای می شود که وجود دارد ولی مصوبه ای برای رعایت آن نیست.

در حقیقت روی کاغذ حک نمی شود بلکه در دل ها ماندگار می گردد.

  1. کسب موفقیت و مدال آوری

فرق بین گردهمایی ورزشی و رقابت صرف ورزشی، فلسفه ی وجودی و تفاوت ساختاری المپیک و بازی های جهانی است.

تئوری اول ” ورزشکاران مهارت را با استعداد فردی در هم آمیخته اصول رفتاری را سرلوحه کرده پا به میدان می گذارد. دلهره ای نیست، فشاری نیست فقط می خواهد خوب خودش باشد، خوب مربی باشد و همه وجودش را به کار گیرد.”

تئوری دوم ” ورزشکار با سفارش و لابی وارد رقابت می شود. کسب مدال بهانه ای و مسکنی برای التیام زخم های روی او و مربی و سرپرست است. دوپینگ و رفتار ضداخلاقی ترفند اوست. می آید که پیروز شود حتی به قیمت تباه کردن عمر ورزشی یک ورزشکار.”

پرخطا، پرحاشیه، پرتنش اما مدال آور، ناشایسته برای عنوان قهرمان ملی اما قهرمان ملی اینحاست که نقش مربی در انتخاب این دو تئوری قوی و بارز می گردد.

 

  1. رقابت، رفاقت، همدلی

همه ی ما مربی ها روزی ورزشکار بوده ایم، روزی رقابت کرده ایم و روزی یک رقابت را نظارت یا داوری یا هدایت کرده ایم.

پایان هر مسابقه و هر دوره مسابقه را دیده ایم. احکام قهرمانی را دیده ایم. آرا داوران را شنیده ایم. اشک ها و غم ها و شادی ها و فریادها را به فراوانی رویت کرده ایم.

مصدومیت ها، خداحافظی ها، قهرها و آشتی ها را نظاره گر بوده ایم و همه ی ما می دانیم هیچ ارزشی بالاتر از آن نیست که سالی بگذرد و دو مربی، دو ورزشکار در رویداد بعدی ورزشی در هنگام رویارویی با هم با عشق همدیگر را در آغوش بگیرند.

رقیبانی که رفیق همدیگر شده اند. این اتفاق فقط و فقط به واسطه ی خرد مربی توانمند قابل ایجاد است. خرد متعالی یک مربی می تواند زمین جنگ را به زمین همدلی تبدیل نماید. این است نقش یک مربی.

  1. پرورش نسل نواندیش (مدرسین فردا)

گل ورزشکار در میادین شکل می گیرد. در اردوها پایه ریزی می گردد. مزه درست حرفه ی خود را بچشد، آرام آرام جرقه های لذت و شعف در درونش بوجود می آید.

دوره قهرمانی خود را که طی می کند کم کم به فکر مربی گری . مدرسی روزگار می گذراند.

این مربیست که می تواند به گونه ای پیش برود که قهرمان دیروز، مربی و مدرس امروز گردد. نسلی نو با کوله بار تجربه میدانی و مسابقاتی با ظرفیت بالای دانش برون تروما و زخم روحی ورزشی، تنها فردی است که سکان موفقیت را با انتخاب خود در دست میگیرد.

 

  • نقش مربی برای آینده رشته ورزشی

معماران هر جامعه اصناف آن جامعه هستند. معماران ورزش مربیان فعال فعلی.

آینده ای وجود ندارد. شاید این جمله به نظر بی مفهوم بیاید اما بیایید از دیدگاه فیزیک کوانتوم به آن نگاه کنیم.

آینده ای وجود ندارد؛ در واقع آینده از تصمیمات کوچک و بزرگ، درست و غلط ما در زمان حال شکل می گیرد.

اگر و فقط اگر در زمان حال و هم اکنون، در همین روز، در همین هفته، در همین فصل درست و با درایت انتخاب صحیحی صورت بگیرد، می توانیم امیدوار باشیم آینده ای با پتانسیل مطلوب را برای رشته ورزشی خود ساخته ایم.

 

  1. ارتقا جایگاه کنونی ورزش

آن لحظه که در میدان رقابت به ورزشکاران اَرِنج و برنامه و حرکت های بعدی را گوشزد می کنیم در حقیقت در حال چیدن آجر به آجر آینده همان ورزش و همان ورزشکار هستیم.

ارتقا جایگاه با مصوبه و نامه نگاری پیش نمی رود با مهارت در مدیریت منابع انرژی و پتانسیل و شناخت پتانسیل فردی و جمعی تیم شکل می گیرد.

پلان صحیح، تجربه پیشین، مدیریت بحران های احتمالی، پیش بینی اتفاقات پیش رو در زمان حال می تواند منجر به ارتقا جایگاه کنونی ورزش ما گردد.

  1. تثبیت جایگاه قهرمانی رشته های ورزشی

کسب مهارت، گذراندن دوره های بازآموزی و ارتقا مربی، مطالعه هر روز، سرچ و پژوهش مربیان، فراگیری آخرین متدهای ورزشی باعث قهرمان پروری مکرر و در نتیجه تثبیت جایگاه رشته ورزشی ما می شود.

اجتناب از تئوری های بدون پشتوانه علمی در این مسیر، بسیار ضروریست.

  1. رشد و تحول ر رشته ورزشی

ایجاد زیرساخت های علمی و عملی تنها راه برون رفت رکود ورزشی است. وقتی یک نگاه پژوهشی به عملکرد کشورهای موفق در علوم ورزشی بیندازیم، متوجه لزوم فراهم سازی زیرساخت را درک خواهیم کرد.

مربی پژوهش محور، مربی ساختارشکن، مربی کنشگر، مربی همدل می توانند زیرساخت محکم برای یک رشته ورزشی بیافرینند.

پس نقش یک مربی از چهارچوبه کلاسیک خود خارج می شود. مربی که به علم سایبرتکنیک مجهز باشد و بتواند از علوم در ارتباط، مفاهیم جدیدی را در علم ورزش پیاده سازی کند که این تجدید حیات دوباره باعث رونق و روند رو به پیشرفت رشته ورزشی گردد.

یادمان باشد تحول یک شبه نیست در ضمن حاصل فکر بکر یک مدیر هم نیست، یک روند است.

 

  • نقش مربی برای جامعه

اگر جامعه را یک پازل در نظر بگیریم، افراد و ساختارهای انسانی هر جامعه حکم قطعات کوچک و بزرگ این پازل هستند.

فرد، خانواده، سازمان، تیم ورزشی، وانشگاه همگی ساختارهای درهم تنیده یک جامعه هستند.

یک مربی، یک فرد موثر در جامعه است. پس نقش پررنگی را در آن ایفا می کند همانند یک پزشک، یک معمار، یک دانشمند.

مربی پایه گزار یک فرهنگ، یک رویا و یک باور است.

نماد رسیدن به هدف و اعتماد به شعور فردی و جمعی است. مربی سازنده جامعه است.

    1.حفظ و ایجاد نشاط

شور کودکی و نوجوانی، شعور جوانی و پختگی میانسالی هر 3 مولفه های ایجاد یک جامعه شاد هستند.

تکاپوی ارزنده ای که عقلانیت و پختگی را در خود نگاه داشته. حفظ ارزش و معیار می کند؛ گسترش صلح و ثبات می دهد.

این همان نقش غیرقابل انکار یک مربی است که رسالت وجودی اجتماعی خود را ایفا می کند و حاصل آن داشتن جامعه پرنشاط خواهد بود و فقدان آن منجر به خمودگی اجتماعی می شود.

    2. حفظ و ارتقا سلامت جامعه

برای درک این موضوع کافیست لیستی از بیماری های متداول در جوامع را از سازمان بهداشت جهانی در اختیار داشته باشیم و پروتکل های پیشگیری همه آنها را مطالعه کنیم.

در بین همه این پروتکل های پیشگیری یک چیز مشترک وجود دارد: ورزش اقدامی پیشگیرانه برای عموم بیماری های رایج در جهان است؛ و این یعنی تحول سلامت جامعه در گرو نقش مربی است.

    3. حفظ و ارتقا سلامت جسم و روان خانواده

خانواده، همان جامعه است، هسته ی یک جامعه است. وقتی ارتباط صحیح مربی با والدین یک ورزشکار را بررسی می کنیم متوجه نقش مربی در پرورش هسته های یک جامعه می شویم.

ارتباط پایدار، اساس سلامت تن و روان فردی و خانوادگی است و نقش مربی در آن همچون نقش یک پزشک خانواده پررنگ است.

    4. رشته فرهنگ ورزش_ سلامت در عموم افراد جامعه

نگاهی به آمار فوتی ها در ایران و یا سایر کشورها بیندازیم و بعد سوالاتی از خودمان بپرسیم.

اولین علت مرگ و میر دومین علت مرگ و میر و سومین علت مرگ و میر در ایران یا کشورهای دیگر چیست؟ سرطان؟ مشکلات قلب و عروق؟ مشکلات تنفسی؟

اگر رواج ورزش مثل رواج بازی های رایانه ای باشد، اگر همه گیری ورزش همانند همه گیری کرونا باشد، اگر …

آیا سطح بالای ورزش در بالا بردن سطح سلامت و مهار بیماری های کشنده خواهد شد؟

قطعا بله، خواهد شد.

متولی این کار شاید به ظاهر وزارت ورزش باشد اما اسم ها و نمادها به تنهایی چیزی را پیشرفت نمی دهند و این نیروی مثبت این اسامی و نمادهاست که همه چیز را پیشرفت می دهد. و این یعنی رسالت یک مربی.

امید به اینکه این چند سطر گویای سوال مطرح شده باشد.

 

 

 

با سپاس فراوان

سید محمد حسام الذاکرین

مدرس یوگا

روانشناس بالینی

 

 

http://www.mpsaz.org/rmhs/athletics/coacheshandbook/files/role_of_coaches.pdf