کار و سبک زندگی سالم

در این مقاله قرار است در مورد هشت قانون نانوشته در زمینه کار و تغییر در سبک زندگی صحبت کنیم. این قوانین سینه به سینه از اساتید کهن نقل شده اند.

قانون اول: باید کار کنیم حتی اگر به کار کردن محتاج نباشیم

هر موجودی ریتم سلامتی بخصوصی دارد. اگر از این ریتم تخطی کند، یعنی این ریتم را کمتر یا بیشتر کند، ممکن است به سلامتیش آسیب برسد. برای انسانها کار کردن و فعالیت بدنی هر روزه ریتم بدنی آنها را در تعادل نگاه می دارد. اگر افراد هر روز فعالیت بدنی و ذهنی نداشته باشند. ریتم بدنشان دچار آسیب می شود.

این اتفاق در مورد موجودات دیگر نیز صدق می کند. وقتی موجودی را در باغ وحش نگهداری میکنند بدنش از ریتم خارج می شود. مانند فیلی که در باغ وحش نگهداری می شد و دچار افسردگی شده بود و در پاکستان توسط یک سلبریتی خریداری و رهاسازی شد. برای اینکه فیل در طول روز باید کیلومترها راه برود و در طبیعت باشد.

انسان حتی اگر نیاز مالی برای کار کردن نداشته باشد، اما نیاز فیزیولوژی بدن این است که باید فعالیت جسمانی متنوعی را در طول روز داشته باشد.

قانون دوم : کارهایمان را به گونه ای انجام دهیم که هیچکس به خوبی ما نتواند انجام دهد

در فرهنگ معرفتی و خردورزانه ای که در شرق وجود دارد همه اساتید ذکر کرده اند علاوه بر تاکید به قانون اول که حتما باید کار کنیم ، علاوه بر آن متذکر شده اند که کار را باید چنان استادانه و حرفه ای انجام دهیم که مورد توجه عامه قرار بگیرد و همیشه حواسمان به این باشد اگر افراد هر کار ساده ای را با نگاه حرفه ای و با تمام وجود انجام دهد جامعه پیشرفت خواهد کرد.

این کار هر چیزی می تواند باشد اعم از کوزه گری یا یک گل کاری ساده، می تواند مراقبت از یک پرنده باشد. کارها آن قدر با ظرافت و دقت انجام شود که هر کسی از دور نگاه میکند متوجه شود استاد آن کار هستیم.

این عمل باعث ارتقا کار و اقتصاد جامعه می شود.

قانون سوم : هر روز مهارتمان را در کارهایمان بالاتر ببریم

فکر کنید به نهالی که یک انسان می کارد و سال آینده دوباره نهالی دیگری بکارد. طی این یک سال تجربه ای را باید کسب کرده باشد، که به مهارت بالاتری دست پیدا کرده باشد تا بتواند همان کار کاشت نهال را از سال قبل خودش با دقت نظر و مهارت بیشتری انجام دهد. این به معنای توسعه فردی است.

قانون چهارم : کار را به ابزاری برای کمک و خیرخواهی خودمان،خانواده مان و جامعه تبدیل کنیم

این قانون اگر رعایت شود در دنیا هیچ دلالی وجود نخواهد داشت. وقتی کار ابزاری برای کمک به دیگران شود، اتفاقاتی که الان مرسوم است نخواهد افتاد و شغل دلالی که الان در دنیا مرسوم است وجود نخواهد داشت.

یعنی یک جنس و کالایی را از تولید کننده که سررشته ای از فروش ندارد می گیرند و به محل عرضه و فروش آن کالا با سود مضاعفی می دهد. حالا فکر کنید هر کسی که کار تولیدی و بطور کلی هر کاری انجام می دهد خیر خانواده و جامعه را هم در نظر بگیرد، به این نتیجه می رسد مهارت بیشتری باید یاد بگیرد تا بیشتر به دیگران خدمت کند. دست دلالان کوتاه خواهد شد و خود فرد بتواند آن سود بیشتری که نصیبش شده را بین نیازمندان تقسیم کند. این یعنی کار به ابزاری برای خدمت رسانی تبدیل شود.

کار و سبک زندگی

قانون پنجم: مهم کار کردن است نه چه کاری کردن

تمام آدمهایی که سربازی رفتند و یا تمام آدمهایی که توی دانش سراها درس خوانده اند و یا در خوابگاه زندگی کردند. خیلی خوب می دانند معنی یک هم اتاقی خوب این نیست که شاگرد اول باشد مهم این است که هر کاری که الان باید اتفاق بیافتد تا همه در رفاه باشند باید به نحو احسن انجام شود و همه باید مشارکت داشته باشند. این موضوع می تواند در مورد آشپزخانه ، سرویس بهداشتی تا کتابخانه و خیلی چیزهای دیگر باشد.

اصلا مهم نیست شما دکترا دارید، بلکه مهم این است آیا شما چراغ توی راهرو که سوخته درست می کنید تا همسایه شما که به فرض یک خانم باردار است با آرامش از پله بالا و یا پایین بیاید. این را سرلوحه خود قرار دهید چه کاری کردن مهم نیست ، مهم این است که اگر کاری روی زمین مانده به نحو احسن انجام شود. اگر قوانین را کنار هم بگذارید می بینید اگر این قانون رعایت شود قوانین دیگر هم اتفاق می افتد.

قانون ششم : کار کردن هم بخشی از زندگی ما است مثل تفریح ، با خانواده بودن و مناجات

ما در طب سنتی ایرانی زمان را به سه قسمت می کنیم. کار و فعالیت ، استراحت کردن (با خانواده بودن، تفریح و مناجات کردن) و خوابیدن یعنی سه قسمت هشت ساعته در هر بیست و چهار ساعت. این بخش مهمی از سبک زندگی سالم است.

قانون هفتم: پیوستگی و ممارست در کار را بعنوان یک تمرین برای ارتقا روح حفظ کنیم

ما در مرحله اول یک کار را یاد می گیریم و در مرحله دوم آن را انجام می دهیم و کسب درآمد می کنیم. در کنار این کسب درآمد خیرخواهی هم می کنیم. مرحله بعدی این است که مهارتمان را بالا ببریم. به کاری که انجام می دهیم بعنوان قسمت اصلی از زندگیمان فکر کنیم.

آن چیزی که همه این ها را ارتقا دهد این است که کار اینقدر بعد مالی اش کامل شده و مشکل فیزیکی پیدا نکنیم و کار در دستهایمان باشد، از آنجا به بعد ممارست و مجاهدت در کار باعث سختکوشی و تاب آوری را یاد بگیریم. سطح تاب آوری را بالا می برد. همه اساتید شرق به این اعتقاد داشتند چیزی که سطح تاب آوری را زیاد کند ایمان ما را نسبت به خودمان بالا می برد و باعث افزایش عزت نفس در ما می شود. به این ترتیب هر کاری در هر سطح پلکانی برای ارتقا روح می شود.

قانون هشتم: یادگیری بخشی از تمرین هر روز ما حین کار کردن است.

ما کار می کنیم با همه قوانینی که گفتیم اما در هر کاری با اینکه هزاران بار آن را انجام دادیم باز هم این امکان وجود دارد درسی در آن نهفته باشد و مان آن را ندانیم و ما بواسطه آگاهانه انجام دادنش درس جدید یاد بگیریم.

هر کار در هر لحظه می تواند یک جنبه پنهانش را برای ما آشکار کند و از این جهت یادگیری اتفاق می افتد.

از یک میوه چیدن در یک باغ پر از میوه تا درس خواندن و یا حتی رانندگی کردن هر چقدر آگاهانه تر انجام بشود یک درس نهفته در خودش دارد و باعث ارتقا سطح روحی می شود. این یعنی ارتقا جسم، روح و جامعه بواسطه اینکه ما سبک زندگی سالم را انتخاب کردیم.

در سبک زندگی سالم کار کردن یک هنر والا است. قوانین خاص خودش را دارد که ما اینجا به هشت تا از کهن ترین قوانین اشاره کردیم.