در این مقاله می خواهم در مورد بازی های ذهن و قالب سازی های ذهنی صحبت کنم.

ذهن غالبا ما را گول می زند. ما نمی توانیم متوجه این گول زدن بشویم و این مهارت شگرف ذهن است که براحتی هر روز و لحظه می تواند اتفاق بیافتد.

این اتفاق باعث می شود ما از سیر خیلی از اتفاقات عقب بیافتیم.آنها را نشناسیم و به دنبال چرایی ها نرویم.

امروز می خواهم یک تست انجام بدهم . یک گوی کوچک را در کف دست خود قرار دهید. اگر با یک انگشت بخواهید این گوی را لمس کنید براحتی برای شما قابل انجام است، هنگامی که این کار را انجام می دهید چیزی که ذهن درک می کند این است که در کف دستتان یک گوی است. حالا با انگشت بزرگ خود این کار را تکرار کنید دوباره همان حس را خواهید داشت.

این بار دو انگشت را کنار هم قرار می دهید و گوی را لمس کنید و دوباره همان حس را خواهید داشت. اما اگر این بار انگشت بزرگ خود را روی انگشت اشاره بگذارید به طوریکه سرانگشتان تقریبا به موازات هم قرار گیرند و دقیقا بگذارید روی گوی و آن را لمس کنید یک اتفاق جالبی می افتد دو تا گوی در کف دست خود احساس می کنید. دو تا گوی یک سایز که به فاصله حدودا 2 تا 3 سانتیمتری هم قرار دارند. اتفاقی که توی ذهن همه ما می افتد همین است.

از زمانی که یک تغییر توی زندگی هر کدام از ما می افتد، مغز آن را همانند سازی می کند و یک نقشه جدید می کشد. به پدیده هایی که در اطراف شما اتفاق می افتد دقت کنید، ذهن شما هر لحظه ، هر لحظه در حال گول زدن شما است.

برای اینکه بتوانید با آن مواجه شوید بهتر است فکرهای پیشتازانه داشته باشید و از افکار فسیل شده خودتان دوری کنید.