در این مقاله اصل عجیبی را بررسی می کنیم در رابطه با کارما و قوانین کوانتوم.

آیا می شود بواسطه ی تغییر آینده گذشته را تغییر داد؟

فیزیکدان برجسته ای به نام جان ویلر سال 1978 آزمایشی را شروع کرد به انجام دادن. این آزمایش سروصدای زیادی در دنیا کرد.

ماجرا از این قرار بود؛ او در نتیجه ی آزمایشش به یک اصل رسید: مشاهده ی یک ذره در زمان حال سرنوشت یک ذره ی مشابه در زمان گذشته را متحول می کند! بعد از آن غوغا به پا شد.

چون خیلی عجیب بود که مشاهده ی یک ذره در زمان حال  سرنوشت یک ذره ی مشابه را در زمان گذشته می تواند متحول کند.

این یعنی اینکه اگر عملی در حال اتفاق افتاده می تواند اثر و نتیجه ی عملی که در گذشته اتفاق افتاده باشد را متحول کند و آن را تغییر دهد .

به همین دلیل سروصدای زیادی به پا شد.

خیلی از دانشمندان از ابتدا آن را نفی کردند. آنها معتقد بودند این آزمایش باید تکرارپذیر باشد تا به عنوان یک اصل وارد فیزیک شود.

و این اتفاق افتاد!

چگونگی تاثیر کارما در قوانین کوانتوم

در هر آزمایشگاهی می تواند این اتفاق بیفتد. این یعنی اینکه کارمای مثبت میتواند اثر و نتیجه کارماهای منفی قبلی را  تغییر دهد. به شرط  اینکه ما بخواهیم وارد حلقه ی کارمای مثبتی در زمان حال شویم و با فهم آن را انجام دهیم تا اثر و نتیجه ی کارماهای منفی ای که خواسته یا ناخواسته در سال های قبل انجام دادیم تغییر بکند.

دلیل اینکه آدمها برای خودشان سبک زندگی دارند همین است. اینکه آدمها برای خودشان رفتارهای اجتماعی متفاوتی دارند دلیلش این نیست که می خواهند متفاوت باشند؛ آنها دنبال این هستند که چه رفتارهایی در زمان حال می تواند اثر و نتیجه رفتارهای اشتباهشان را در گذشته تغییر دهد.

همه ی آدمهای برجسته در دنیا باید و نبایدهای خودشان را دارند. از چارچوبه ی بایدها و نبایدهای خودشان عدول نمی کنند. انجام دادنی ها و انجام ندادنی های خودشان را دارند. اینکه بدانند چه کارهایی را باید انجام دهند به شکل شخصی، چه کارهایی را باید انجام دهند به شکل اجتماعی، چه کارهایی را نباید انجام دهند به شکل شخصی و چه کارهایی را نباید انجام دهند به شکل اجتماعی، سبک زندگی هر آدمی می شود.

 

کارما و قوانین کوانتوم

کارما و قوانین کوانتوم

 

همه ی این اتفاق ها برای داشتن حسی است که ما به آن می گوییم برکت در زندگی. این که ما امید داریم کاری که داریم انجام میدهیم اثر و نتیجه ی کار اشتباهمان را تا حد زیادی تغییر دهد و ما در آینده مواجه با سمبل ها، موانع و نتیجه ی کارهای اشتباهمان نشویم؛ یا کمتر بشویم.

این یعنی امید به آینده.